ای دخت گل ای یاسمین

ای اسوه زن در زمین

مریم گل آرای مسیح از ژاله تو

باغ نجابت خرم از آلاله تو

 

 آنگاه که به بهشت وارد شدم

جبراییل مرا کنار درخت طوبی برد

و از میوه آن به من داد

آن را خوردم و نور فاطمه در من پدیدار گردید

از این جهت است که هر گاه فاطمه را میبوسم

بوی بهشت را استشمام میکنم ..

محمد رسول الله (ص)

 

 ----------

 

نگاهم گیر افتاد

میان جمعیت چشمانت

آنجا یک شعر ، سکوت دیدم

و یک بار گم شدم

چرا دیگر کسی نمی تواند مرا پیدا کند ؟

پاییز

alachighepaeezi.blogfa

 

          دریای من

 دلم تنگ است

می خواهم چند خطی بنویسم

دستم بر کاغذ نمی لغزد

گویی حرف های ناگفته وزن دارد

که سنگینی آن نمی گذارد به دستانم حرکت دهم

لب پنجره بودم

ماه را دیدم

کامل بود

می گویند مهتاب بر دریا اثر دارد

آب را بالا می آورد

و به ساحل سر ریز می کند

به یاد دارم

آخرین باری که به قلبم سر زدم

دیدم

می خروشد

جریان دارد

آبیست..

حدس زدم

شاید دریا باشد

اما نه به رنگ آبی های این دنیا

به رنگی که عجیب آبیست..

و فرقی دیگر هست میان دریای من

بادریا های این کران

تفاوت این است

در این هستی اسیر ماده

هر گاه آسمان ابری شود دریا خروش می کند

و همیشه معشوق بر عاشق فرمان می دهد

همه چیز یک طرفه است..

در دنیای من دریا و آسمان

عاشق و معشوق هستند

آنجا هر وقت دریا خشمگین شود

آسمان می بارد

و اگر آسمان ببارد

دریا خشمگین می شود

نمی دانم آیا مهتاب امشب

دریای قلب مرا دچار مد کرده

و به ساحل و جودم سر ریز می کند

یا این مهتاب عشق است

که دلم را به تپش انداخته

اشک چشمانم را به مد کشانده

که این چنان به گونه هایم

سر ریز می کند..             فریــــــاد

ensane-emroz.blogfa

 

 امشب این دل شرجی پر از غم میشود        چشم من آوار شـــــــــبنم میشود

شهر شب در سوگ باران بی صدا            قامتش بر زیر غـــــــم خم میشود

آســــــــــــمان میداند این درد مرا             عمـــر شب از درد من کم میشود

میشـــــــود باران غم این گریه ها             تیر غــــــم بر سینه مرهم میشود

afan.blogfa

 

بهار آمد

اما من هنوز

دلم بهار میخواهد

بیا .

+

بهار من تویی

که هر روز و هر شب

برای دلم تکرار میشود

تکراری ... اما نه ..

                  رضا کاظمی

 

نگاهم که میکنی سراسر چشم میشوم

صدایم که میکنی سراسر گوش میشوم

رهایم که میکنی سراسر اشک میشوم

چشم که فرو بگذاری به یک لحظه

تنها به یک لحظه تــــــــــــو میشوم

سراسر وجود تنها تو میشوم

و این معجزه عشق است

و حالا تا بی نهایت

صدایم کن نگاهم کن

ترا به جان زندگی رهایم مکن

بهاره بهزادی

biaaainjaaa.blogfa

  ----------

 

زمین به آسمان بیاید

آسمان به زمین

حواس ام نه پرت شیطنت ستاره ها می شود

نه دلربایی گنجشگکان باغ

محو چشم های تواَم هنوز

Hana25.blogfa

 

زندگی هنگامه فریاد هاست

سر گذشت و در گذشت باد هاست

عاشقی فریاد تنها بودن است

رنج ما تاوان انسان بودن است

 

 

امشب دوباره غرق در تمنای دیدنت

سرمه ی انتظار به چشمانم میکشم

امشب دوباره تو را گم کرده ام

میان آشفته بازار افکار مبهمم

توی کوچه های بی عبور پاییزی

دستان گرمت را .. نگاه مهربانت را .. شانه های بی انتهایت را

منتظر نشسته ام

kahrOba.blogfa

           

 

چقدر این دوست داشتن های بی دلیل خوب است

مثل همین باران بی سئوال

یا همین سکوت پر فریاد ..

 

 دلم گرفت

از دنیای بدون تغییر

از نافهمی مردمان

از تکرار

خالی از حس ، خالی از هیجان ، خالی از امید
sevda2006.blogfa

 

  آه! ای کاش

روزی از خوی خرگوشی

رها شوی و بدانی

که من صیاد تو نیستم،

عــــاشــــق تــــــوام

                                   فاطمــهtamanayebaran25.blogfa

 

اگر شعر های من زیباست

دلیلش آنست که تو زیبایی

اصلا" مهم نیست چند ساله باشی

من هم سن و سال توام

مهم نیست خانه ات کجا باشد

برای یافتنت کافیست چشم ها را ببندم

حالا هر قفلی که میخواهد به در خانه ات باشد

عشق بیچکی ست که دیوار نمی شناسد

گروس عبدالملکیان

 

 

باید یاد بگیریم که خط کشی نکنیم!

نه خطی میان سیاه و سفید

نه خطی میان پیر و جوان

نه خطی که سوی ما را از سوی شما جدا کند

و نه خطی میان من و تو ...

خط کشی نکنیم!

 +

من تو را نمی سرایم !..

تو خودت در واژه ها می نشینی ..!

 خودت قلم را وسوسه می کنی !!

 و شعر را بیدار می کنی !!

 Alvin-topoliii.blogf

 

هر چه تو زیبا تر من شیفته تر

هر چه تو دور تر من شیدا تر

                                                                                          

بر دورترین شاخه

ممنوع ترین میوه ای برای من ..

 

 

  عشق یعنی انقلاب فاطمه 

 عشق یعنی عشق ناب فاطمه

 

 

 مهتاب ..

بازهم بیدادتو این بنده شاعر کرده است     ای دریغا کز رسیدن دست ما خالی بماند

جرئه ای از غم بنوشم یاد تو افزون شود       از حضورت مرغ قلبم پاک و بی پروا بخواند

ماه امشب کامل است ومد کند افکارمن          گر تو باشی بودنت صحرای دل دریا کند

باش تا تکرار رنگت روح من را پر دهد               در سکوت سرد قلبم ماندنت غوغا کند

فریاد

 

 

عشق یعنی انقلاب فاطمه  عشق یعنی عشق ناب فاطمه

 

 

یاغی

 

آخر یک روز بهاری یاغی میشوم

تو را می دزدم

و درسکوت پر فریاد دستانم

انزوایت می دهم

رامت می کنم

آخر عاشق می شوی

گرداگرد وجود من حصار می کشی

و تنت را در آغوشم  محبوس می کنی

سرت را برسینه ام می نهی

و نفس های قلبم را در حرمای نفست می شنوی

تیک و تاک زمان را التماس می کنی

به عقبگرد خاطره

به طلوعی از نو

ومن تورا به خلوت ابدیت می خوانم

به عهدی ماندگار

سروده  فریاد - فریادی در سکوت

ensane-emroz.blogfa

 

در جهان تا زنده ام گویم ثنای فاطمه

دست حاجت میبرم سوی خدای فاطمه

گر برای درد بی درمان مداوا طالبی

هست تنها مداوا عشق در دارالشفای فاطمه

 

فریاد کشیدم تو کجایی  تو کجایی

گفتی که طلب کن تو مرا تا که بیابی

گفتم که چرا دور تر از خواب و سرابی

گفتی که منم با تو ولیکن تو نقابی

 

باور کن! باورکن که رفته ام.

باورکن که تنهامانده ای. باورکن که بی فاطمه شدی. این را باورکن! باید باورکنی

و می دانم که حق داری اگرباورنکنی ..

 

بی تو در من 

کودکی می گرید

که مادرش را

در شب و باران

گم کرده است

و هیچ آسمانی

توان آرام کردنش را ندارد !

++  

تا کجا با چشم هایت

هی مرا هم میزنی ؟!

شیرین نمی شود این

فنجان قهوۀ تلخ

مگر به قند لب هایت

+

خورشید

از چشمان شرقی تو می خیزد

سرزمین من

پر از مزارع آفتابگردان ست

 ++

یک قفس پروازم

آسمان می خواهم

پیراهن آبی ات را تن کن

+

 لبخند تو می فهماند

چه جای دوست داشتنیُ

و زیبائی ست دنیا ..

پرویز صادقی

 

گل شمعدانی هم

بوی تو رو داشت

نسیم روح افزای صبحگاهی

                                                                                       عطر گیسوی تو داره

                                                                                            تپش قلب پرنده

معصومیت چشم های تو رو

یادم میاره

امتداد نگاهت

تا افق ادامه داره

تا غروب

شبا که چشمم میخوابه

آرزوی خواب تو دیدن

خواب گیسوی تو دیدن

میبره منو

به یک خواب خوش

نمی خوام

بیدار بشم

*

تمام می شوم

یکی از همین روزها

میان تمام نبودن هایت

از بلاگ ........ فرشته

 

نشود فاش کسی آنچه میان من و توست
تا اشارات نظر نامه رسان من و توست
گوش کن با لب خاموش سخن می گویم
پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست
روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید
حالیا چشم جهانی نگران من و توست
گر چه در خلوت راز دل ما کس نرسید
همه جا زمزمه ی عشق نهان من و توست
گو بهار دل و جان باش و خزان باش ، ارنه
ای بسا باغ و بهاران که خزان من و توست
این همه قصه ی فردوس و تمنای بهشت
گفت و گویی و خیالی ز جهان من و توست
نقش ما گو ننگارند به دیباچه ی عقل
هر کجا نامه ی عشق است نشان من و توست
سایه ز آتشکده ی ماست فروغ مه و مهر
وه ازین آتش روشن که به جان من و توست

 

کمی هم

به فکر قلب من باش

این همه شیرینیت برایم خوب نیست

 

+

تنور فاصله داغ است

و من سیر

از نان تنهایی ..

Sima-c27.blogfa

 

خداوندا

سبب چیست ؟

این جدایی

و وصل مجدد

به جای جای دنیا

فکندی نیمه ها را

خوشا آن نیمه هایی که

 هم را می شناسند و میابند

از برق چشم ها

از رعد قلب ها می شناسند

*

 

ابرها نامه های مچاله منند

که بغض هایم را

در آنها می نویسم

و به دست باد می سپارم

تا برایت بخوانندش ..

++                                     

وقتی نیستی

 یا دلم میگیرد

یا باران ..

+

آمار تصادف خیلی بالاست

پس من چرا

 تصادفا" هم

تو را نمی بینم

باز هم آمار دروغ ..

 +

صندوقچه آرزوهایم

                 با یک کلمه پر شد

                                تـــــــــــــــــــــــــو . .

 ++

بی من از کوچه گذر کردی و رفتی

بی من از شهر سفر کردی و رفتی

قطره ای اشک درخشید ز چشمان سیاهم

تا خم کوچه به دنبال تو لغزید نگاهم

تو ندیدی

نگهت هیچ نیفتاد به راهی که گذشتی

تا در خانه ببستم

دگر از پای نشستم

گوییا زلزله آمد

گوییا خانه فرو ریخت سر من

بی تو من در همه شهر غریبم

بی تو توفان زده دشت جنونم

صید افتاده بخونم

تو چه سان میگذری

غافل از اندوه درونم

بی تو کس نشنود از این دل بشکسته صدایی

برنخیزد دگر از مرغک پر بسته نوایی

تو همه بود و نبودی

تو همه شعر و سرودی

چه گریزی ز بر من

که ز کویت نگریزم

گر بمیرم ز غم دل

با تو هرگز نستیزم

منو یک لحظه جدایی

نتوانم نتوانم

بی تو من

زنده نمانم

 +

یه پروانه را با دستات میگیری

بعدش میخواهی ببینی زنده هست ؟

انگشتاتو باز میکنی

فرار میکنه

محکم بگیری میمیره

دوست داشتن هم

یه چیزی مثل پروانه است ..

                                                          +

با چنگ و دندان من که نه

با نگاه تو

باز میشود

گره ای که دلم را

به چشمانت بست ..

Porazsookoot.blogfa

 

در حضور خار ها هم میشود یک یاس بود

در هیاهوی مترسک ها پر از احساس بود

میتوان حتا برای دیدن پروانه ها

شیشه های پاک یک متروکه بود

کاش میشد حرفی از کاش هم نبود

 هر چه بود احساس بود و عشق بود و یاس

                      فاطمه.ghasdaktanhaee 

 



پیش از اینَت بیش از این اندیشه عشاق بود


مِهروَرزی تو با ما شُهره آفاق بود


یاد باد آن صحبت شب‌ها که با نوشین لبان


بحثِ سِرّ عشق و ذکر حلقهٔ عشاق بود


از دمِ صبحِ اَزَل تا آخِر شام اَبَد

 

شقایق جای تو دشت خدا بود

نه تو گلدون نه توی قصه ها بود

حالا از تو فقط این مونده باقی

که سالار تموم عاشقایی ..




دوستی و مِهر بر یک عهد و یک میثاق بود


 

رفت از خاطر من دفتر افسانه عقل

قصه عشقم و از عشق هم آغاز شدم

من همان عاشق خاموشم و مهجور ای دوست

کز بیان تو برای تو هم آواز شدم

شیوه شاعریم نیست هوس عمری را

به هوای تو چنین قافیه پرداز شدم

دکتر جواد نوربخش

 

 اصل وصل دل است و باقی زحمت آب و گل است

الهی انتظار را طاقت باید که ما را نیست

پس یا طاقت به ما عطا کن یا انتظار را تمام کن..

 

 

آخر

یک روز بهاری

یاغی میشوم

تو را می دزدم

و درسکوت پرفریاد دستانم

انزوایت می دهم

رامت می کنم

آخر عاشق می شوی

گرداگرد وجود من حصار می کشی

و تنت را در آغوشم

محبوس می کنی...

سرت را برسینه ام می نهی

و نفس های قلبم را در حرمای نفست می شنوی...

تیک و تاک زمان را

التماس می کنی

به عقبگرد خاطره...

به طلوعی از نو.

ومن تورا به خلوت ابدیت می خوانم

به عهدی ماندگار...

افسوس اما

افسوس...

بلندای عریض خیال من

از خیابان دنیا بیش راند

وقت توقف است

سروده دوست عزیز فریاد از وبلاگ فریادی در سکوت

ensane-emroz.blogfa

 

بهار بی او نیامده رفت

مجال زندگی آیا تا بهار دیگر هست ..

اهدایی پاییز پاییزان

 

سهم من از تو

 انتظار بی پایانی ست

که روز ها دیوانه ام میکند

و شب ها شاعر

از وبلاگ من و بزشکی . بلوگفا -  پرستو

 

تو یک شعری یک شعر بی مانند

زیباتر و بهتر از آنچه میخوانند

تصویری رویایی و زیبا

مانند افسون مانند یک رویا

سحر نگاه تو  جادوی ایام است

افسونگر شهر است

با اینکه آرام است

روی لبت خنده است

من دوست میدارم آوازهایت را

هنگام تنهایی لحن صدایت را

مانند یک کودک  خوب و دل انگیزی

گاهی مثل عاشق مست و شور انگیز  ..

                

 

تا اعتراف کنم

گاهی

شعرهایم

زندگیم را افشاء میکنند .

بهار نوروزی

 

خداوندا

ای مظهر آفرینش

در ازل آدم آفریدی

از روحت در وی دمیدی

از دل آدم  ، حوا آفریدی

گویی که روحت شد دو نیمه

دو نیمه از خدایی که  تو هستی

دو نیمه از آفرینش

مکدر گشتی از این جدائی

به قصد وصل نیمه ها

عشق آفریدی

دردل حوا و آدم  جای دادی

به یمن و جذبه عشق

پیکر هاشان یکی شد

مکرر کردی این عشق

تا روح هاشان یکی شد

به اوج عاشقی

حوا به آدم بازگشتی

دوباره نیمه ها شد روح واحد

که تو  هستی

شد خدا

شد آفرینش

که تو هستی.....

 

 

چه خوش بی مهربانی هر دو سر بی

که یک سر مهربانی درد سر بی

اگر مجنون دل شوریده ای داشت

دل لیلی از آن شوریده تر بی

 

 دلتنگی

آرام می آیـــــــــد

در ســینه می نشینــــد

و دیــــــــــگر نـمیــــــــــــرود

 درســـــــــت مثل  تــو

 +

تلخ می گذرد

 این روزها را می گویم

 که قرار است

از تو که آرام جان لحظه هایم بوده ای

 برای دلم

 یک انسان معمولی بسازم

 ھیچکس از جنس مـــــــــا نبود

 این چنین

 که ھستـــــــــــــــــم

 که بــــــــــــــودی

 که بـــــــــــودم

 که ھســتی

 نمی گویم صمیمی نمی گویم خوب نمی گویم پاک

 نمی گویم

 ولی بخدا قسم

 قسم به نان و نمک

 به شرم تو

 به چشمان قشنگ تو

 اندازه ھرچه دل تنھاییت ب

با ھرچه عشق و عشق

 دوستت دارم

 از وبلاگ آلاچیق باییزی

alachighepaeezi.blogfa

 

بازم بارون و بوی تو

بازم ابرا و چشم من

بازم موهات زیر بارون

هوا رو پر کرده عطراشون

بازم رخسارت و بارون

مث شبنم رو گلبرگا

بازم میرم زیر بارون

بازم چتر خیال و وا کردم

از ته قلبم صدات کردم

نگاهت رو نگاه کردم

توی ابرای خیال انگیز

بازم دستاتو می بینم

مث یک جفت پرستو زیر بارون

که پر زد از تو دستامون

چه خنده دار است

ناز را میکشیم

آه را میکشیم

انتظار را میکشیم

فریاد را میکشیم

درد را میکشیم

اما بعد از این همه

هنوز نقاش خوبی نشده ایم  که بتوانیم دست بکشیم..

یا روی زیبای تو را بکشیم

 

گاهی فقط یک تشابه اسم برای چند لحظه باعث میشه حس کنی قلبت داره از تو سینه کنده میشه ..

 +

گفت بی من چه میکشی

گفتم نفس..

 از وبلاگ نفس  5014.blogfa

 

نمی گم بی تو میمیرم

نمی گم بی تو می ایستد قلبم

نمی گم نفس هایم از شماره می افتد

نمی گم بی تو می لرزد وجودم

نمی گم بی تو تار میگردد نگاهم

نمی گم تنگ می گردد گلویم

نمی گم همه غم های عالم

می نشیند در صدایم

نمی گم بی تو روز را شب

و شب را روز پندارم

نمی گم بی تو

بی انگیزه میگردد قدم هایم

نمی گم بعد از تو بی تو

کجا رفتست افکارم

فقط این را بگویم

که می دانم که بی تو

تفاوت از زمین تا آسمان است

تا با تو

 

 

ابر میبارد و من میشوم از یار جدا

چون کنم دل به چنین روز ز دلدار جدا

ابر و باران و من و یار ستاده به وداع

من جدا گریه کنم ابر جدا یار جدا

من که یکبار به وصلت نرسیدم همه عمر

چون توانم که شوم از تو به یکبار جدا

 

موهايت حوصله اند

وقتي بازشان ميكني

 من و باد

به يك چيز فكر ميكنيم.

               محسن جعفری

 

ماه من پرده از آن چهره زیبا بر دار

تا فلک لاف نیاید که چه ماه ی دارد

 عیدانه گل پاییزی - وبلاگ بگید بارون بباره

 

بهار رسم خوشایند هستی است

و باید در آن کوشی که خوش دل باشی

و گر چه یار بی پرده از در و دیوار در تجلی است

اما هر کس به زبانی این تجلی را پاس میدارد

بلبل به غزلخوانی و قمری به ترانه

حال  در این هیاهوی زیبای هستی

سایه ابر لطف و رحمت خالق هستی

سایبانتان است

اگر گفته باشید

در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم ..

 

 

با تو از خاطره ها سرشارم
جشن نوروز تو را كم دارم
سال تحویل دلم ميگيرد
با تو تا آخر خط بيدارم

عیدی از راز baroon90.blogfa

 

وقتی دلم به سمت تو مایل نمی‌شود

باید بگویم اسم دلم ، دل نمی‌شود

دیوانه‌ام بخوان که به عقلم نیاورند

دیوانه‌ی تو است که عاقل نمی‌شود

تکلیف پای عابران چیست؟ آیه‌ای

از آسمان فاصله نازل نمی‌شود

خط می‌زنم غبار هوا را که بنگرم

آیا کسی زِ پنجره داخل نمی‌شود؟

می‌خواستم رها شوم از عاشقانه‌ها

دیدم که در نگاه تو حاصل نمی‌شود

تا نیستی تمام غزل‌ها معلّق اند

این شعر مدتی‌ست که کامل نمی‌شود.

زنده یاد نجمه زارع

 

به تو که نگاه می کنم

اولین چیزی که می بینم

رشته ایست بس زیبا  و بی همتا

از دره ها و صخره ها

عمیق و ستیغ

از سنگهای آذرین آتش فشانی

از دوران سوم زمین شناسی

که تا امروز پا بر جایی

بافت سنگ هایت کنگلو مرا

که هرگز در جریان تند آبها

فرسایش نمی آبد  محلول هم نمی شود

تا گواراترین آشامیدنی دنیا

محصول آبخیز تو باشد

از زینت بی نیازی

لیکن برف زینتی است

برای سحر انگیز شدنت

و ابر

 

صبحی ست سرما زده

دمای شهر:چند درجه ناقابل زیرصفر

تو می آیی

برف ها عرق می کنند

از این همه گرمی نگاهت

وحادثه مسری می شود

تابستان شهر را قرق کرده است !

 +

تنها غمگین نشسته با ماه

در خلوت ساکت شبانگاه

اشکی به رخم دوید ناگاه

روی تو شکفت در سرشکم دیدم که هنوز

عاشقم آه

+

کاش همیشه در کودکی  می ماندیم

تا بجای دلهایمان

سرزانوهایمان زخمی  میشد

+

صدای قلب نیست

صدای پای توست

که شب ها در سینه ام می دوی

کافی است کمی خسته شوی

کافی است کمی بایستی . . .

 از وبلاگ من وتنهایی tanhaiman1.blogfaفرشته

 

گفته بودي زود بر مي گردي...
آنقدر زود که ماهيها هنوز بيدار نشده باشند...
و من، سال هاست کنار حوض ‏خانه نشسته ام...
و براي ماهيان لالايي مي خوانم
.

 +

 عشق یعنی مستی و دیوانگی    عشق یعنی با جهان بیگانگی

عشق یعنی شب نخفتن تا سحر   عشق یعنی سجده با چشمان تر

 عشق یعنی سر به دار آویختن      عشق یعنی اشک حسرت ریختن

         برنا          

از بلاگ خانه ی دوست کجاست

 

با لبان تو باغ های انار

در نگاهت آسمان ها ستاره بیدار

دستهایت دو پاره از خورشید

ماه سیبی از بوستان .......

شب مهتابی لطیف

طرحی از سایه روشن تن تو

شب از آن من است

و تمام تنت از آن من است

نادر نادر بور

 

مهتابی بود

ماه ربیع الثانی

 قرص کامل بود

که هلال ما عزم رفتن کرد

روزه روی ماه خواهیم بود

تا هلال جمادی الاول بر آید

پس آن روزها و روزه ها

عید اینبار

با قرص ماه بر آید

 

باید بسوی قله رفت

و گاهی

از دامنه صبوری گلی چید

تا پاها خستگی بگیرند

جهت رصد شود

دل بیقرار مهار

که با هم برسیم

 به لحظه دیدار

 

تاب تازیانه های کنایه بر گرده من

از سحر چشمان تو بود

جادوی نگاهت را از من مگیر

که از هزاران هجوم کور

استوارم نگاه میدارد..

 

 

بی تو اینجا همه در حبس ابد تبعیدند

سال ها هجری و شمسی همه بی خورشیدند

سیر تقویم جلالی به جمال تو خوشست

فصل ها را همه با فاصله ات سنجیدند

ق.ا.