در جهان تا زنده ام گویم ثنای فاطمه
دست حاجت میبرم سوی خدای فاطمه
گر برای درد بی درمان مداوا طالبی
هست تنها مداوا عشق در دارالشفای فاطمه
فریاد کشیدم تو کجایی تو کجایی
گفتی که طلب کن تو مرا تا که بیابی
گفتم که چرا دور تر از خواب و سرابی
گفتی که منم با تو ولیکن تو نقابی
باور کن! باورکن که رفته ام.
باورکن که تنهامانده ای. باورکن که بی فاطمه شدی. این را باورکن! باید باورکنی
و می دانم که حق داری اگرباورنکنی ..
بی تو در من
کودکی می گرید
که مادرش را
در شب و باران
گم کرده است
و هیچ آسمانی
توان آرام کردنش را ندارد !
++
تا کجا با چشم هایت
هی مرا هم میزنی ؟!
شیرین نمی شود این
فنجان قهوۀ تلخ
مگر به قند لب هایت
+
خورشید
از چشمان شرقی تو می خیزد
سرزمین من
پر از مزارع آفتابگردان ست
++
یک قفس پروازم
آسمان می خواهم
پیراهن آبی ات را تن کن
+
لبخند تو می فهماند
چه جای دوست داشتنیُ
و زیبائی ست دنیا ..
پرویز صادقی
گل شمعدانی هم
بوی تو رو داشت
نسیم روح افزای صبحگاهی
عطر گیسوی تو داره
تپش قلب پرنده
معصومیت چشم های تو رو
یادم میاره
امتداد نگاهت
تا افق ادامه داره
تا غروب
شبا که چشمم میخوابه
آرزوی خواب تو دیدن
خواب گیسوی تو دیدن
میبره منو
به یک خواب خوش
نمی خوام
بیدار بشم
*
تمام می شوم
یکی از همین روزها
میان تمام نبودن هایت
از بلاگ ........ فرشته
نشود فاش کسی آنچه میان من و توست
تا اشارات نظر نامه رسان من و توست
گوش کن با لب خاموش سخن می گویم
پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست
روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید
حالیا چشم جهانی نگران من و توست
گر چه در خلوت راز دل ما کس نرسید
همه جا زمزمه ی عشق نهان من و توست
گو بهار دل و جان باش و خزان باش ، ارنه
ای بسا باغ و بهاران که خزان من و توست
این همه قصه ی فردوس و تمنای بهشت
گفت و گویی و خیالی ز جهان من و توست
نقش ما گو ننگارند به دیباچه ی عقل
هر کجا نامه ی عشق است نشان من و توست
سایه ز آتشکده ی ماست فروغ مه و مهر
وه ازین آتش روشن که به جان من و توست
کمی هم
به فکر قلب من باش
این همه شیرینیت برایم خوب نیست
+
تنور فاصله داغ است
و من سیر
از نان تنهایی ..
Sima-c27.blogfa
خداوندا
سبب چیست ؟
این جدایی
و وصل مجدد
به جای جای دنیا
فکندی نیمه ها را
خوشا آن نیمه هایی که
هم را می شناسند و میابند
از برق چشم ها
از رعد قلب ها می شناسند
*
ابرها نامه های مچاله منند
که بغض هایم را
در آنها می نویسم
و به دست باد می سپارم
تا برایت بخوانندش ..
++
وقتی نیستی
یا دلم میگیرد
یا باران ..
+
آمار تصادف خیلی بالاست
پس من چرا
تصادفا" هم
تو را نمی بینم
باز هم آمار دروغ ..
+
صندوقچه آرزوهایم
با یک کلمه پر شد
تـــــــــــــــــــــــــو . .
++
بی من از کوچه گذر کردی و رفتی
بی من از شهر سفر کردی و رفتی
قطره ای اشک درخشید ز چشمان سیاهم
تا خم کوچه به دنبال تو لغزید نگاهم
تو ندیدی
نگهت هیچ نیفتاد به راهی که گذشتی
تا در خانه ببستم
دگر از پای نشستم
گوییا زلزله آمد
گوییا خانه فرو ریخت سر من
بی تو من در همه شهر غریبم
بی تو توفان زده دشت جنونم
صید افتاده بخونم
تو چه سان میگذری
غافل از اندوه درونم
بی تو کس نشنود از این دل بشکسته صدایی
برنخیزد دگر از مرغک پر بسته نوایی
تو همه بود و نبودی
تو همه شعر و سرودی
چه گریزی ز بر من
که ز کویت نگریزم
گر بمیرم ز غم دل
با تو هرگز نستیزم
منو یک لحظه جدایی
نتوانم نتوانم
بی تو من
زنده نمانم
+
یه پروانه را با دستات میگیری
بعدش میخواهی ببینی زنده هست ؟
انگشتاتو باز میکنی
فرار میکنه
محکم بگیری میمیره
دوست داشتن هم
یه چیزی مثل پروانه است ..
+
با چنگ و دندان من که نه
با نگاه تو
باز میشود
گره ای که دلم را
به چشمانت بست ..
Porazsookoot.blogfa
در حضور خار ها هم میشود یک یاس بود
در هیاهوی مترسک ها پر از احساس بود
میتوان حتا برای دیدن پروانه ها
شیشه های پاک یک متروکه بود
کاش میشد حرفی از کاش هم نبود
هر چه بود احساس بود و عشق بود و یاس
فاطمه.ghasdaktanhaee
پیش از اینَت بیش از این اندیشه عشاق بود
مِهروَرزی تو با ما شُهره آفاق بود
یاد باد آن صحبت شبها که با نوشین لبان
بحثِ سِرّ عشق و ذکر حلقهٔ عشاق بود
از دمِ صبحِ اَزَل تا آخِر شام اَبَد
شقایق جای تو دشت خدا بود
نه تو گلدون نه توی قصه ها بود
حالا از تو فقط این مونده باقی
که سالار تموم عاشقایی ..
دوستی و مِهر بر یک عهد و یک میثاق بود